انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 9
English Word
معنای فارسی
write
نوشتن ، تالیف کردن ، انشا کردن ، تحریر کردن .|نوشتن .|نوشتن .
write down
نوشتن ، بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن.
write head
نوک نوشتن ، نوک نویسنده .|نوک نوشتن ، نوک نویسنده .
write in
درج کردن ، ثبت.
write in vote
رای کتبی ، رای دادن بکسیکه نامش درلیست کاندیدهای حزبی نیست.
write off
حذف ، کسر کردن ، سوخت شده ، محسوب کردن.
write read head
نوک نوشتن و خواندن .|نوک نوشتن و خواندن .
write up
شرح چیزی را نوشتن ، با آب و تاب شرح دادن.
writer
نویسنده ، مولف ،مصنف ، راقم ، نگارنده.
9 کلمه پیدا شد.