انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
wring
فشردن ، چلاندن ، بزور گرفتن، غصب کردن ، انتزاع کردن ، پیچاندن ، منحرف کردن.
wringer
غاصب ، بزورستان ، ماشینی که برای چلاندن چیزی بکار می رود(مخصوصا لباس و پارچه).
2 کلمه پیدا شد.