انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 3
English Word
معنای فارسی
withhold
دریغ داشتن ، مضایقه داشتن ، خودداری کردن، منع کردن، نگاهداشتن.
withholder
دریغ کننده.
withholding tax
مالیاتی که هر ماه‌بابت مالیات سالیانه‌از حقوق کسی کسر میشود.
3 کلمه پیدا شد.