- Home
- ' wet ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 14
wet
نمناک کردن.تر ، مرطوب ، خیس ، بارانی ، اشکبار ، تری ، رطوبت ، تر کردن ، مرطوب کردن،
wet blanket
پتوی خیسی که برای خاموش کردن آتش بکار رود ، مایه یاس ، نا امید کردن.
wet down
آب پاشی کردن ، بوسیله آب پاشی خیس کردن.
wet nurse
دایه ، دایگی (کردن) ، پرستاری کردن.
wet wash
لباسشو ، رخت شو.
wetback
مهاجر فراری مکزیکی.
wether
قوچ ، قوچ اخته ، گوسفند اخته ، خواجه.
wettability
خیسی ، تری ، قابلیت خیسی.
wetter
خیس کننده ، نم زننده.
wettish
|.(= we have)نسبتا تر ، مرطوب ، رطوبت دار ، خیس ، نمناک.