کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' upset ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
2
English Word
معنای فارسی
upset
شکست غیر منتظره ، واژگونی ، نژند، ناراحت ، آشفته.واژگون کردن ، برگرداندن ، چپه کردن ، آشفتن ، آشفته کردن ، مضطرب کردن ،
upsetter
واژگون کننده ، مختل کننده.
2
کلمه پیدا شد.