انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 4
English Word
معنای فارسی
tread
گام برداری ، پاگذاشتن ، راه رفتن ، لگد کردن .
treader
لگد کننده ،گام بردار .
treadle
پاتخته،رکاب ماشین ، جاپائی ، رکاب ساختن .
treadmill
چرخ افقی بزرگی که‌زندانیان آن را بحرکت درآورند ، چرخ عصارخانه ، کارپرزحمت .
4 کلمه پیدا شد.