- Home
- ' throw ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 10
throw
پرتاب، انداختن، پرت کردن، افکندن، ویران کردن .
throw away
دور انداختن ، آشغال ، چیز دورانداخته، چیز بی مصرف .
throw back
ترقی وپیشرفت را عقب انداختن ، باعث تاخیر شدن ، رجعت ، برگشت به خصال نیاکان .
throw down
سبب افتادن شدن ، طرد کردن ، رد کردن .
throw off
دورانداختن ، بیرون دادن ، فرار کردن ( از تعقیب کنندگان ) .
throw out
بیرون انداختن .
throw up
بلند کردن ، کناره گیری کردن از ، قی کردن .-
throwin
( کلاچ را ) در دنده انداختن ،تزریق کردن ، مشارکت کردن ، افزودن بر .
throwster
پشم باف ، نراد .