انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 13
English Word
معنای فارسی
tear
گسستن ، پارگی ، چاک، پاره کردن ، دریدن ، چاک دادن .):(n.)معمولا بصورت جمع ) اشک ، سرشک ، گریه ،:(n. vt.& vi.)دراندن ، گسیختن ،
tear down
پاره پاره ومتلاشی کردن ، درهم دریدن .
tear gas
گاز اشک آور .
tear jerking
(tearjerker)نمایش یا داستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی ،گریه آور .
tear sheet
قطعه یا مقاله پاره شده از مجله یا روزنامه .
tear up
پاره کردن ، درهم دریدن .
tearaway
از روی بیمیلی جدا شدن از .
teardrop
اشک ، قطره اشک .
tearful
اشکبار ، گریان .
tearjerker
(tear jerking)نمایش یا داستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی ،گریهآور .
tearless
بی اشک ، تهی از اشک .
tearoff
کندن از ، پاره پاره کردن .
tearoom
اتاق چای ، رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان .
13 کلمه پیدا شد.