انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 3
English Word
معنای فارسی
swell
شیک ، زیبا ( د.گ.- آمر .) عالی .باد کردن ، آماس کردن ، متورم کردن ، باد غرور داشتن ، تورم ، برجستگی ، برجسته ،
swell butted
دارای ته گنده ، دارای کفل بزرگ .
swelled head
خودخواه ، دارای عقاید بزرگ ، خود فروش .
3 کلمه پیدا شد.