- Home
- ' sweep ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 6
sweep
میدان دید ، جارو. روفتن ، جاروب کردن ، زدودن ، از این سو بان سوحرکت دادن ، بسرعت گذشتن از، وسعت|روبیدن ، رفت و برگشت .
sweep hand
(=sweep second)عقربه ثانیه شمار .
sweep stake
(sweep stakes)شرط بندی اسب دوانی .
sweep stakes
(sweep stake )شرط بندی اسب دوانی .
sweeper
رفتگر ، جاروکش ، سپور .|روبنده .
sweepy
چیزی که جارو میکند ، زود گذر ، سریع .