انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 6
English Word
معنای فارسی
stink
تعفن ، گند، بوی بد دادن ، بدبو کردن ، تعفن داشتن ، بد بودن .
stinkard
جانور بدبو ، آدم نفرت انگیز ، متعفن .
stinkbug
( ج.ش.) حشره بدبو ، ساس ، خرچسونه .
stinker
آدم متعفن وپست ، شخص نفرت انگیز .
stinking
زننده ، بدبو ، نفرت آور .
stinkpot
بمب بدبو ، غذای بدبو ، کوزه گلی ، آشغال دان .
6 کلمه پیدا شد.