انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 4
English Word
معنای فارسی
sting
نیش ، زخم نیش ، خلش ، سوزش ، گزیدن ، تیر کشیدن ، نیش زدن .
stinger
نیش حشرات ، سرزنش .
stingray
( ج.ش.) نوعی ماهی پهن برقی .
stingy
گران کیسه، خسیس ،تنک چشم ، لئیم ، ناشی از خست .
4 کلمه پیدا شد.