- Home
- ' spread ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 3
spread
پخش کردن ، گستردن ،فرش کردن ،گسترش یافتن ، منتشر شدن ، بصط وتوسعه یافتن ،گسترش.|وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن .
spread eagle
چاخان ، بصورت بال گسترده درآوردن .تصویر عقاب بالگسترده(علامت نظامی ایالات متحده آمریکا) ، (مج.) میهن پرستیافراطی ،
spreader
گسترشگر ، پخش کننده ، شایع کننده ، منتشر کننده .