- Home
- ' spoil ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 7
spoil
ضایع کردن ، فاسد کردن ، فاسد شدن ، پوسیده شدن ، لوس کردن ، رودادن . غنیمت ، یغما ، تاراج ، سودبادآورده، فساد ،تباهی ، از بین بردن ، غارت کردن ،
spoilable
فساد پذیر ، خراب شدنی .
spoilage
تاراج ، غارت ، ضایعات .
spoiler
(spoilsman)غارتگر، تباه کننده، فاسد سازنده، خریدار غنائم جنگی، محل عیش دیگران.
spoils system
سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم .
spoilsman
(spoiler)غارتگر، تباه کننده، فاسد سازنده، خریدار غنائم جنگی، محل عیش دیگران.
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند ، کسی که عیش دیگران را منغص میکند .