- Home
- ' spin ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 29
spin
کشاندن، چرخاندن .فرفره، چرخش ( بدور خود ) ، ( دور خود ) چرخیدن ، ریسیدن ، رشتن ، تنیدن، بهدرازا
spinach
) (spinage)گ.ش.) اسفناج ، خوراک اسفناج .
spinage
) (spinach)گ.ش.) اسفناج ، خوراک اسفناج .
spinal
(spinally)وابسته به تیره پشت ، فقراتی ، پشتی ، صلبی .
spinal canal
( تش.) مجرای ستون فقرات .
spinal column
ستون فقرات ، تیره پشت ، ستون مهره .
spinal cord
مغز تیره ، نخاع ، مغز حرام ، نخاع شوکی .
spinally
(spinal)وابسته به تیره پشت ، فقراتی ، پشتی ، صلبی .
spindle
درآمدن ، دراز و باریک شدن . دوک ، دوک نخ ریسی ، هرچیزی شبیه دوک ، دسته کوک ساعت ، رقاصک ساعت ، بشکل دوک
spindrift
موج لبریز دریا ، برف یا غبار باد آورده .
spine
تیغی .تیرهپشت ،ستون فقرات ، مهرههای پشت ، تیغ یا برآمدگی های بدن موجوداتی مثل جوجه
spineless
بی مهره ، بی جرات ، بدون ستون فقرات .
spinescent
خاردار، مهرهدار، نوک تیز، دارای تیره پشت .
spinet
( مو.) سنتور چنگی ، پیانوی کوچک ، ارگ برقی کوچک .
spinner
ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتی که تار میتند، کارگر یاماشین نخ ریسی .
spinneret
تارریس ، نخ ریس .
spinney
(spinny)بوته زار ، بیشه درخت کوتاه .
spinning frame
چهارچوب یا دستگاه نخ تابی .
spinning wheel
چرخ نخ ریسی ، دوک نخ ریسی .
spinny
(spinney)بوته زار ، بیشه درخت کوتاه .
spinose
(spiny)پوشیده شده از خارهای زیاد ، دشوار ، مهره مانند.
spinosity
خارداری ، سیخ داری ، وضعیت غامض ، اشکال ، دشواری ، چیز نوک تیز .
spinous
خارمانند ، پراز خار ، نامطلوب .
spinster
دختر خانه مانده ، دختر ترشیده .
spinsterhood
نخ ریسی ، ترشیدگی ( زن ) ، خانه ماندگی .
spinsterish
مثل دختر ترشیده .
spinule
چرخ ریز، پیچ ریز، چرخ خاردار، خارهای ریز چرخ وغیره .
spiny
(spinose)پوشیده شده از خارهای زیاد ، دشوار ، مهره مانند.