کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' spend ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
4
English Word
معنای فارسی
spend
صرف کردن ، پرداخت کردن ، خرج کردن ، تحلیل رفتن قوا ، تمام شدن ، صرف شدن .
spendable
خرج کردنی ، خرج شدنی .
spending money
پول توجیبی ، خرجی .
spendthrift
ولخرج ، مسرف ، خراج ، دست ودلباز .
4
کلمه پیدا شد.