انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 5
English Word
معنای فارسی
slit
چاک ، شکاف ، درز ، چاک دادن ، شکافتن ، دریدن .
slit trench
سنگر ، خندق باریک جهت سنگر گیری .
slither
لغزش ، غلت ، آشغال ، سنگریزه ، تراشه ، شکاف ، سریدن ، خزیدن ، غلتیدن .
slithery
( د.گ.) لیز ، لغزنده .
slitter
چاک دهنده .
5 کلمه پیدا شد.