انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 6
English Word
معنای فارسی
slide
تلفظ حرفی به حرف دیگری ، لغزنده ، سرخونده ، پس وپیش رونده ،لغزیدن ،سریدن . لغزش ، سرازیری ، سراشیبی ، ریزش ، سرسره ، کشو ، اسباب لغزنده ، سورتمه ، تبدیل|سر، ریزش، کشو، سریدن، سراندن .
slide in
توسراندنی، کشوئی .
slide rule
خط کش ریاضی ، خط کش مهندسی .|خط کش محاسبه .
slide valve
دریچه متحرکی که باز وبسته میشود .
slider
سر(sor)خورنده ، لغزنده .
slideway
راه لغزنده ، راهی که درآن سر(sor)میخورند .
6 کلمه پیدا شد.