انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
slay
باخشونت کشتن ، بقتل رساندن ، کشتارکردن ، ذبح کردن .
slayer
قاتل .
2 کلمه پیدا شد.