انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 6
English Word
معنای فارسی
sink
نزول کردن ، غرق شدن ،ته رفتن ، نشست کردن ،گود افتادن .دست شوئی آشپزخانه ، وان دستشوئی ، فرو رفتن ، رسوخ ، ته نشینی ، حفره یاگودال،|چاهک، فرو رفتن، فروبردن .
sinkable
نشست کردنی ، غرق کردنی یا شدنی .
sinkage
درجه فرو رفتگی .
sinker
وزنه ریسمان ماهی گیری ، وزنه ، مته کار ، قالب ریز .
sinkhole
چاه فاضل آب ، گودال ، منجلاب، تله پول .
sinking fund
وجه استهلاکی .
6 کلمه پیدا شد.