انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 5
English Word
معنای فارسی
shrink
چروک شدن ، جمع شدن ، کوچک شدن ، عقب کشیدن ، آب رفتن (پارچه)، شانه خالی کردن از.
shrinkable
جمع شدنی ، چروک خوردنی .
shrinkage
انقباض ، چروک ، چروک خوردگی ، آب رفتگی .
shrinker
چروک خورنده ، چروک دهنده .
shrinking violet
آدم‌کمرو ، آدم محجوب .
5 کلمه پیدا شد.