- Home
- ' show ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 18
show
نشان دادن ، نمودن ، ابراز کردن ، فهماندن ، نشان ،ارائه ، نمایش ، جلوه،اثبات.
show bill
(آمر.) تابلو اعلان نمایش .
show me
دیر باور ، شکاک .
show off
خودنمائی کردن ، آدم خودنما .
show up
کسی را لو دادن، حاضر شدن ، حضور یافتن ، سر موقع حاضر شدن .
showboat
قایق دارای صحنه نمایش ، نمایش در قایق .
showcase
ویترین ، جعبه آینه ، درویترین نمایش دادن .
showdown
مرحله نهائی مسابقات ، آزمایش نیرو .
shower
رگبار ، درشت باران ، دوش ، باریدن ، دوش گرفتن .
shower bath
حمام دوش ، دوش .
showing
نمایش ، جلوه ، ارائه ، آشکارسازی ، اظهار ، علامت ، مظهر .
showman
نمایشگر ، نمایش دهنده ، آدم چاخان ، تبلیغات چی .
showmanship
فن نمایش ، نمایشگری .
showpiece
نمونه ممتاز ویژه نمایش .
showplace
نمایشگاه ، ورزشگاه .
showroom
نمایشگاه کالا ، سالن نمایشگاه .
showy
خود فروش ، خوش نما ، زرق وبرق دار ، خود نما ، پر جلوه .