انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 10
English Word
معنای فارسی
shoe
کفش ، نعل اسب ، کفش پوشیدن ، دارای کفش کردن ، نعل زدن به .
shoe tree
قالب کفش .
shoeblack
واکس زن ، واکسی .
shoehorn
پاشنه کش کفش ، پاشنه کش بکار بردن .
shoelace
بند کفش .
shoemaker
کفش دوز ، کفاش .
shoepac
کفش راحتی ، کفش دم پائی .
shoepack
کفش راحتی ، کفش دم پائی .
shoer
نعلبند .
shoestring
بند کفش .
10 کلمه پیدا شد.