کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' shed ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
2
English Word
معنای فارسی
shed
مخفف کلماتshe hadو|. she wouldپوست ریختن ، برگ ریزان کردن ، کپر ، آلونک .ریختن ، انداختن افشاندن ، افکندن ، خون جاری ساختن ، جاری ساختن ، پوست انداختن،
shedder
ریزنده ، ریزان ، جانور پوست انداز .
2
کلمه پیدا شد.