انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 4
English Word
معنای فارسی
shave
تراشیدن ، رنده کردن ، ریش تراشی ، تراش .
shaveling
آدم اصلاح کرده ، سرتراشیده ،کشیش .
shaver
تراشنده ، صورت تراش ، سلمانی ، رنده .
shavetail
قاطربارکش ، افسر تازه کار ، ستوان سوم .
4 کلمه پیدا شد.