انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 8
English Word
معنای فارسی
shake
ارتعاش ، تکان ، لرزش ، تزلزل ، لرز ، تکان دادن ، جنباندن ، آشفتن ، لرزیدن .
shake down
آوار ، فروریختگی ، تجزیه ، جیب کسی را کاملا خالی کردن ، بیتوته کردن ، آزمودن .
shake out
باتکان بیرون بردن ، لرزاندن ، رکود .
shake up
تکان سخت دادن ، احساسات را تحریک کردن ، سرهم بندی ، دگرگونی .
shakeable
(shakable )تکان دادنی ، تکان خوردنی .
shaker
لرزاننده ، تکان دهنده ، ماشین تکان دهنده، آدم مزور ولاف زدن ، آدم ولگرد وآواره.
shakespearean
shakespearian)،(shaksperianوابسته به شکسپیر .
shakespearian
shakespearean)،(shaksperianوابسته به شکسپیر .
8 کلمه پیدا شد.