انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 8
English Word
معنای فارسی
send
فرستادن ، روانه کردن ،گسیل داشتن ، اعزام داشتن ، ارسال داشتن ، مرخص کردن .|فرستادن، ارسال داشتن .
send down
دانشجوئی را از دانشگاه بیرون کردن ، اخراج کردن .
send in
فرستادن ، رهسپار کردن .
send off
مشایعت کردن ، همراهی ، آئین بدرود ودعای خیر .
send out
صادر کردن ، فرستادن ، اعزام کردن ، اعزام .
send round
دور زدن ، ( برای انجام منظوری ) فرستادن .
send up
بزندان فرستادن ، زندانی کردن .
sender
فرستنده .
8 کلمه پیدا شد.