انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 17
English Word
معنای فارسی
saw
(n. vt. vi.)سخن،لغت یا جمله ضرب‌المثل،مثال، امثال و حکم ، اره ،هراسبابی شبیه اره.) (p. of see)زمان ماضی فعل( seeدید ،
saw edged
دارای لبه دندانه دندانه ، دارای لبه مضرس .
saw grass
(گ.ش.) ساق تیز .
saw set
اره تیز کن .
saw toothed
(sawtooth )دارای دندانه اره مانند ، دندانه دندانه .
sawdust
خاک اره ، باخاک اره پوشاندن ، پوچ .
sawed off
اره شده ، با اره صاف شده ، کم ارتفاع .
sawer
اره کش .
sawfish
( ج.ش.) اره ماهی .
sawhorse
نیمکت زیر الوار آماده برای اره کشی ، خرک .
sawlog
کنده درخت مناسب اره کردن .
sawmill
کارخانه چوب بری والوار سازی ، کارخانه اره کشی ، ماشین اره کشی .
sawney
simpleton)، (=foolاحمق ، ساده لوح .
sawtimber
الوار مناسب برای اره کشی .
sawtooth
(=saw toothed)دارای دندانه اره مانند ، دندانه دندانه .
sawtooth wave
موج دنده‌اره‌ای .
sawyer
اره کش ، درخت ریشه کن شده وشناور .
17 کلمه پیدا شد.