کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' rise ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
3
English Word
معنای فارسی
rise
برخاست ، صعود ، طلوع ،سربالائی ، پیشرفت ، ترقی ، خیز. طلوع کردن ، سربالا رفتن ، صعود کردن ، ناشی شدن از، سر زدن ، قیام ،برخاستن ، طالع شدن ، بلند شدن ، از خواب برخاستن ، طغیان کردن ، بالاآمدن ،|برخاستن ، ترقی کردن ، ترقی خیز .
rise time
زمان خیز .
riser
برخیزنده ، بلند شونده ، سحر خیز ، خیز پله.
3
کلمه پیدا شد.