انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 5
English Word
معنای فارسی
prove
ثابت کردن ، در آمدن .
provenance
زادگاه ، منشاء ، اصل ، حد ، منطقه قدرت یا درک .
provender
علیق ، علوفه ، خواربار ، آذوقه ، غذا ، علیق دادن.
prover
اثبات کردن ، محقق کردن ، ثابت کردن ،( در چاپخانه ) نمونه گرفتن محک زدن .
proverb
مثل ، ضرب المثل ، گفتار حکیمانه ، مثل زدن .
5 کلمه پیدا شد.