کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' melt ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
5
English Word
معنای فارسی
melt
گداز ، آب شدن ، گداختن ، مخلوط کردن ، ذوب کردن .
meltable
قابل ذوب ، گداختنی .
melting point
نقطه ذوب یا گداز .
melting pot
دیگ ذوب فلزات .
melton
نوعی پارچه پشمی نرم ومحکم .
5
کلمه پیدا شد.