انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 3
English Word
معنای فارسی
meet
:(adj.&n.)جلسه ، نشست ، نشست گاه ، درخور، مناسب ، دلچسب ، شایسته، مقتضی . :(vi.& vt.)برخورد کردن ،یافتن ، معرفی شدن به، ملاقات کردن،تقاطع کردن ،پیوستن ،|تقاطع ، اشتراک ، ملاقات کردن ، مواجه شدن .
meeter
ملاقات کننده ، برخورد کننده .
meeting
جلسه ، نشست ، انجمن ، ملاقات ، میتینگ ، اجتماع ، تلاقی ، همایش .
3 کلمه پیدا شد.