انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 4
English Word
معنای فارسی
knit
بافتن، کشبافی کردن، بهم پیوستن، گره زدن، بستن .
knitter
بافنده .
knitting
بافندگی ، کشبافی .
knitwear
ملبوس کشبافی ، لباس کشباف .
4 کلمه پیدا شد.