کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' keep ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
4
English Word
معنای فارسی
keep
توجه ، جلوگیری کردن ، ادامه دادن ، مداومت بامری دادن .نگاه داشتن، اداره کردن ، محافظت کردن، نگهداری کردن،نگاهداری،حفاظت ،امانت داری،
keeper
نگهدار، نگهبان ، حافظ .
keeping
غذا، علوفه، نگهداری، توافق .
keepsake
هدیه یادگاری یادبود .
4
کلمه پیدا شد.