انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 3
English Word
معنای فارسی
grind
تیز کردن،سائیدن ،اذیت کردن ، آسیاب شدن ، سخت کارکردن.کوبیدن ،عمل خرد کردن یا آسیاب کردن ، سایش ،کار یکنواخت ، آسیاب کردن ، خردکردن،
grinder
دندان آسیاب ، سنگ روئی آسیاب ، تیز کن ، لله .
grindstone
سنگآسیاب ، سنگ سمباده ، سنگ چاقو تیز کنی .
3 کلمه پیدا شد.