- Home
- ' get ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 8
get
(درمورد جانوران) زایش ، تولد . تحصیل کردن ، تهیه کردن ، فهمیدن،رسیدن، عادت کردن ، ربودن،فائق آمدن ، زدن، تحصیل شده ، کسب کرده ، بدست آمده ، فرزند، بدستآوردن ، فراهم کردن ، حاصل کردن،
get away
(getaway)آغاز ، گریز ،فرار، برو ، دور شو ، گمشو.
get by
نگه داری کردن،ازشکست و یا حادثه جلوگیری کردن ، پیش رفتن ، مخفیانه پیشروی کردن.
get on
سوار شدن (بر) ،پیش رفتن ، کار کردن ،گذران کردن، گذراندن .
get up
درست شدن ، برخاستن ، بلند شدن ، برخاست .
getatable
( accessible)قابل دسترس ، توفیق یافتنی .
getaway
(get away)آغاز ، گریز، فرار، برو، دورشو، گمشو.
getter
دریافت کننده، گیرنده، یابنده .