- Home
- ' freeze ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 3
freeze
قابل حرکت ساختن ، یخ زدگی ، افسردگی .یخ بستن ، منجمد شدن ، بی اندازه سردکردن ، فلج کردن ، فلج شدن ،ثابت کردن ،غیر
freeze dry
( در خلاء وسرمای فراوان ) خشک کردن .
freezer
یخچال خیلی سرد ، منجمد کننده ، یخدان .