انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
forecast
پیش بینی وضع هوا یا حوادث ، پیش بینی کردن ، از پیش آگاهی دادن یاحدی زدن .|پیش بینی ، پیش بینی کردن .
forecastle
( د.ن.) قسمت جلو عرشه کشتی .
2 کلمه پیدا شد.