انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 6
English Word
معنای فارسی
forbid
مطرود . :(vt.)قدغن کردن ، منع کردن ، بازداشتن ، اجازه ندادن (=accursed) :(adj)ملعون ،
forbiddance
قدغن ،نهی ،ممانعت ، منع ، بازداشت ، جلوگیری .
forbidden
ممنوع .
forbidden character
دخشه ممنوعه .
forbidden code
رمز ممنوعه .
forbidding
بدقیافه ، نهی کننده . زننده ،نفرت انگیز ، دافع ، ناخوانده ، نامطبوع ، ترسناک ،شوم ، مهیب ، عبوس ،
6 کلمه پیدا شد.