- Home
- ' fly ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 45
fly
:(adj.)تیز هوش ، چابک وزرنگ . افراشتن ، زدن ، گریختن از ، فرار کردن از ، دراهتراز بودن ،پرواز کردن،:(n. & vt. &vi.)مگس ، حشره پردار ، پرواز ، پرش، پراندن، پرواز دادن ،بهوافرستادن،
fly boy
عضو نیروی هوائی ، خلبان .
fly by night
طالب سود آنی ، شخص کوتاه عمر .
fly casting
استفاده از حشره مصنوعی درماهی گیری ( بجای طعمه) .
fly dope
ماده ضد مگس ، حشره کش .
fly gallery
قسمت برآمده کنار صحنه تاتر .
fly sheet
آگهی ها واعلاناتی که روی کاغذ کوچک چاپ شده ودستی پخش می شود ، اعلانات دستی .
fly whisk
مگس ران ،مگس پران .
flyaway
شل وول ، سبک ، گیج ، فرار ، فراری .
flybelt
منطقه آلوده به حشره تسه تسه .
flyblow
تخم مگس ، نوزاد حشرات ومگس ، ( در مورد مگس ) تخم گذاشتن .
flyblown
بیدخورده ، بیدزده، آلوده بتخم حشرات .
flyby
پرواز در ارتفاع کم .
flycatcher
حیوان مگس خوار ، مگس گیر .
flyer
(=flier)آگهی روی کاغذ کوچک، پروانه موتور، پره آسیاب، درحال پرواز، گردونهتیزرو .. =flier|
flying
هوائی . پرواز ، پرواز کننده ، پردار ، سریع السیر ، بال وپر زن ، بسرعت گذرنده ، مسافرت
flying boat
هواپیمای آبی .
flying bridge
پل موقتی ، پل شناور ، پل هوائی .
flying buttress
طاق مایلی که بدیوار ساختمانی تکیه کرده وآنرا نگه میدار د .
flying colors
توفیق کامل ، موفقیت قطعی .
flying dutchman
( درافسانه ) ملوان هلندی که محکوم شد تا روز قیامت روی دریا بماند ، شبح کشتی .
flying field
میدان فرودگاه .
flying fish
( نج.) صورت فلکیماهی پرنده، ( ج.ش.) ماهی پردار .
flying fox
(ج.ش.) خفاش میوه خوار . (fruit bat)
flying gurnard
(ج.ش.) نوعی ماهی بالدار .
flying jib
بادبان سه گوش کوچک .
flying lemur
(ج.ش.) نوعی پستاندار شب خیز .
flying machine
هواپیما ، بارفیکس متحرک .
flying mare
( درکشتی ) فن کمر .
flying saucer
بشقاب پرنده .
flying spot
لکهنورتند رو .
flying spot scanner
پوینده لکهای تند رو .
flyleaf
صفحه سفید اول وآخر کتاب .
flyover
پرواز یک یا چند هواپیما در ارتفاع کم .
flypaper
کاغذ سمی مگس کش .
flypast
(=flyby)پرواز در ارتفاع کم .
flyspeck
فضله مگس ، ذره ، چیز جزئی وبی اهمیت ، دارای لکه مگس کردن .
flyting
شعر هجو ، رجز خوانی .
flyway
راه هوائی پرندگان مهاجر .
flywheel
چرخ معدل ، چرخ طیار ، چرخ لنگر .|چرخ لنگر ، چرخ طیار .