انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 7
English Word
معنای فارسی
flee
گریختن ، فرار کردن ، بسرعت رفتن ، . fly
fleece
گوش بریدن ، سروکیسه کردن .پشم گوسفند وجانوران دیگر ، پارچه خوابدار ، خواب پارچه ، پشم چیدن از ، چاپیدن ،
fleech
wheedle)،(= coaxریشخند کردن ، چاپلوسی کردن .
fleecy
نرم وپشم دار ، مثل پشم .
fleer
خنده نیشدار ، استهزاء ، تمسخر کردن .
fleet
ناوگان ،عبور سریع ، زود گذر ، بادپا ، بسرعت گذشتن ، تندرفتن .
fleet admiral
(ن.د.) دریاسالار ( پنج ستاره ) .
7 کلمه پیدا شد.