انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
fight
جنگ ، نبرد ، کارزار ، پیکار ، زد وخورد ، جنگ کردن ، نزاع کردن ، جنگیدن .
fighter
رزمنده ،جنگ کننده ،جنگنده ، مشت باز .
2 کلمه پیدا شد.