کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' feel ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
3
English Word
معنای فارسی
feel
احساس کردن ،لمس کردن ،محسوس شدن .
feeler
احساس کننده ،دیده بان، (مج.) سخن استمزاجی .
feeling
احساس ،حس .
3
کلمه پیدا شد.