انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 10
English Word
معنای فارسی
catch
فهمیدن ، دچار شدن به،عمل گرفتن ، اخذ ، دستگیره ، لغت چشمگیر ، شعار .گرفتن ، از هوا گرفتن ، بدست آوردن ، جلب کردن ، درک کردن،
catchall
وبدون دسته بندی باشد . ظرف یامخزن اشیاءگوناگون ( مثل سبد یاگنجه ) ، هزاربیشه ، بخشی که شامل مواد مختلف
catcher
گیرنده، بدست آورنده .
catching
واگیر، فریبنده، جاذب .
catchpenny
تهیه شده برای پول درآوردن ، تله پول .
catchpole
مامور اخذ مالیات ، باج گیر .
catchpoll
مامور اخذ مالیات ، باج گیر .
catchup
(=catsup & ketchup)سوس گوجه فرنگی .
catchword
کلمه راهنما، کلمه سرصفحه برای جلب توجه (درفرهنگ ومانند آن )،تکیه سخن،مفتاح‌کلام .
catchy
گیرنده، جاذب .
10 کلمه پیدا شد.