کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' buy ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
4
English Word
معنای فارسی
buy
خریدن، خرید ، ابتیاع ، تطمیع کردن .
buy off
باپول مصالحه کردن ، تطمیع کردن .
buy out
سهم کسی را خریدن .
buyer
خریدار .
4
کلمه پیدا شد.