انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 7
English Word
معنای فارسی
burn
سوزاندن ، آتش زدن، سوختن ، مشتعل شدن ، درآتش شهوت سوختن،اثر سوختگی .
burn in
سوختن.
burner
چراغ خوراکپزی یاگرم کن ، آتشخان .
burning glass
ذره بین ، عدسی محدب یاآئینه مقعر ، عینک جوشکاری .
burnish
جلا دادن ، پرداخت کردن ، صیقل دادن ، جلا ، صیقل .
burnoose
برنوس ، ردا .
burnous
برنوس ، ردا .
7 کلمه پیدا شد.