انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
broadcast
منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن ( از رادیو)، سخن پراکنی .|پراکندن ، داده پراکنی.
broadcaster
گوینده( رادیو یا تلویزیون) .
2 کلمه پیدا شد.