انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
breed
اعقاب، جنس، نوع، گونه . پروردن، بارآوردن، زائیدن، بدنیاآوردن، تولید کردن، تربیت کردن ، فرزند، اولاد،
breeding
پرورش، تولیدمثل، تعلیم وتربیت .
2 کلمه پیدا شد.