انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 2
English Word
معنای فارسی
bleed
خون آمدن از ، خون جاری شدن از ، خون گرفتن از ، خون ریختن ،اخاذی کردن .
bleeder
کسی که‌خونش میرود ، ( طب ) مبتلا به خون روش .
2 کلمه پیدا شد.