کاربران
انگلیسی آسان است
لغتنامه و آموزش انگلیسی
Home
' begin ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده:
3
English Word
معنای فارسی
begin
آغاز کردن، آغاز نهادن، شروع کردن، آغاز شدن .
beginner
مبتدی، تازه کار .
beginning
آغاز، ابتدا، شروع .
3
کلمه پیدا شد.